
مشعلي در دست بادم حال و روزم خوب نيست
در دل آتشفشان هم اينچنين آشوب نيست
هرچه بي رحمانه سيلي مي خورم از دست باد
اعتراضم همچنان جز ذکر «يامحبوب» نيست
پاکه مي کوبي براين آتش جري تر مي شود
چاره طغيان گري مانند من سرکوب نيست
پيش پايت آن قدر افتادم و برخاستم
تا بداني هرکه افتاد از نفس مغلوب نيست
با همين تکرارهاي ساده بالا مي روم
نردبان چيزي به جز تکرار چندين چوب نيست
+ نوشته شده در ساعت 23:54  توسط قاصدک
|





یکی قشنگی منظره رو میبینه
یکی کثیفی پنجره رو
امیدوارم همیشه قشنگی ببینی
حتی از پشت یک پنجره کثیف

+ نوشته شده در ساعت 10:35  توسط قاصدک
|
با پول می توان خانه خرید ولی آشیانه نه
رختخواب خرید ولی خواب نه
ساعت خرید ولی زمان نه
می توان کتاب خرید ولی دانش نه
مقام خرید ولی احترام نه
دارو خرید ولی سلامتی نه
خون خرید ولی زندگی نه
وبالاخره
می توان قلب خرید
ولی عشق نه«عشق حقیقی»
+ نوشته شده در ساعت 9:44  توسط قاصدک
|
آن چه که هستی،
هدیه خداوند به توست 
وآن چه که می شوی
هدیه تو به خداوند است
«پس بی نظیر باش»
+ نوشته شده در ساعت 9:21  توسط قاصدک
|
دو و چهار،چهار وسه،چهار منزل خداست
الو!سلام این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط درانتظاریک صداست
شماکه گفته اید،پاسخ سلام واجب است
به ماکه می رسدحساب بنده هایتان جداست
الو!دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی ازدل من است؟یاکه عیب سیم هاست
چراصدایتان نمی رسد؟کمی بلندتر
صدای من چطور،خوب وصاف وواضح ورساست
اگر اجازه می دهی،برات درددل کنم
شنیده ام که گریه برتمام دردها شفاست
دل مرابه سوی خودبخوان که تاسبک شوم
پناه گاه این دل شکسته،خانه شماست
خدا!مرا ببخش،باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم،دوباره،تاخداخداست
«خدیجه پنجی»
+ نوشته شده در ساعت 16:12  توسط قاصدک
|